معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
161
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
كه اگر اظهار واقعه كند مخالفت فرمان پدر است ، و اگر به ابا و انكار تشبّث بنمايد ارتكاب كذب كرده باشد « 1 » و آن مناسب مرتبهء صديقان نيست ، چون تفكرش به طول انجاميد ، گفتند بحقّ آباء گرام ابراهيم و اسحاق و يعقوب كه ما را از واقعهء خويش آگاه گردان ، به ضرورت تمام كيفيّت واقعه بر ايشان تقرير كرد ، و ايشان را نيز بر تعبير رؤيا وقوف بود و مرجع و مآل آن بدانستند ، لاجرم دواعى غيرت اخوان اشتداد يافته نايرهء « 2 » غضبشان زبانه زدن گرفت ، گفتند پسر راحيل بر بنى اسرائيل رياست و تفوق مىطلبد و چيزى را كه بخواب نخواهد ديد در بيدارى تصور مىنمايد « 3 » . و پدر را بخواب دروغ فريفته و دل شيفته مىگرداند ، اكنون تدارك اين واقعه از اهمّ مهماتست و بر پدر ظاهر كردن كه چراغ اين واقعه بىفروغ است و بناى اين خواب بر دروغ . مجموع پيش روبيل كه به اصابت رأى از ساير اولاد ممتاز بود حاضر شده گفتند : پسر راحيل خواب عجيب ساخته و بدان خواب خاطر انور پدر را از جانب ما بازپرداخته . روبيل از مقالات ايشان تعجب نموده گفت : « انّى لا ارى وجهه وجه الكاذبين » و چون اثر اقبال بر ناصيهء احوال او پيداست چه عجب اگر نهال سعادتش بر جويبار آمال نشو و نما يابد ، و هلال جمالش بر سپهر جلال ، بدرى « 4 » تمام گردد . و اكثر اخوان از خواب يوسف و استماع سخن روبيل بىخواب مىبودند و در تحيّر و تفكر آن واقعه شب و روز نمىغنودند ، تا بعد از انقضاى يك سال باز يوسف در خواب ديد كه از سر اصابع همايونش آب زلال مىچكد و بعد از آن ، آن آب روى هوا گرفته ، بر مفارق برادرانش مىباريد ، چون اين واقعه را بمعرض عرض پدر بزرگوار رسانيد ، يعقوب دانست كه اين معنى نمودار ايام قحط است
--> ( 1 ) - د : مقرر است . ( 2 ) - د : نوائر . ( 3 ) - د : بخواب نخواهد ديد در بيدارى بخواب ديدن خواهد به بيند . ( 4 ) - د : پدر .